آیا رواست که یک بانک سالم و موفق به هر صدای مسئله داری پاسخگو باشد؟

تاریخ خبر: // کد خبر: 295 // // //

آیا رواست که یک بانک سالم و موفق به هر صدای مسئله داری پاسخگو باشد؟

پاسخگویی را می توان یکی از شاخصه های مهم مدیریت کارآمد ،مشتری مدار و تکلیف گرا محسوب نمود، اما سوال اینجاست که آیا باید به هر صدایی هم پاسخگو بود؟ جواب مسلما منفی است. تا زمانی که صلاحیت ها و حقوق خاصی بر صاحب صدا مفروض نباشد، پاسخگویی بدان را حتی می توان بعنوان نشانگان ناکارآمدی محسوب نمود. متن زیر، گزارشی از برخی صداهای ناکوک شده و پراکنده ای است که بعضا در خصوص یک بانک خصوصی موفق شنیده شده است. متن دلنوشته یک فعال این حوزه و خارج از بانک پاسارگاد می باشد که برای این پایگاه تحلیلی خبری ارسال شده است.

آیا رواست که یک بانک سالم و موفق به هر صدای مسئله داری پاسخگو باشد؟

 

شاید برای شهروندان و بهره گیران از خدمات بانکی ، شنیدن صداهای انتقادی برخی از رسانه ها(به هر دلیل موجه و غیر موجه ای که باشد)، امری طبیعی بوده و کمترین حساسیتی را نیز ایجاد نکند و حتی ممکن است در برخی از مردم، اسباب کنجکاوی و هیجان را فراهم سازد. اما برای افرادی که در این حوزه فعالیت می کنند، شنیدن برخی از اخبار ، درد است. بحدی که ممکن است همانند بنده(نویسنده متن حاضر)، قلم بدست گرفته و زمان برای جوابیه بگذارد.
نه از این جهت که کسی وی را بشناسد و یا با تائید و تکفیر پیش آمده، منفعتی کسب کند. بدین جهت که جلوی انحرافی سد شود ،حقی ضایع نگردد و افراد پرهمت و فعال نظام بانکی، دلگرم تر از گذشته، به کار خود ادامه دهند.

اجازه می خواهم از یک برداشت انحرافی موجود در اذهان عمومی شروع کنم . مردم در برداشتی سطحی ممکن است کارمندان و مدیران شبکه بانکی را جزو خوشبخت ترین و کم دغدغه ترین اقشار جامعه ببینند. آنها را جزو افراد دارای حقوق نجومی محسوب نموده ، سطح زندگی اشرافی برایشان تصور کرده و بپندارند که دست این گروه، دائما به اخذ و ارایه وام های کلان برای خود و دیگران باز است. اما در واقعیت این طور نیست.
در واقعیت ،حقوق دریافتی بانکی ها در حد متوسط به پایین بوده، مزایای آنها نسبتا خوب است(در کشور دارای بار تورمی مثل کشور ما، بعنوان امتیاز محسوب می شود)،عموما سطح زندگی متوسطی دارند. سختی کار بسیار بالایی را بشکل روزانه تجربه می کنند. از فشار و استرس کاری مستمر و شدیدی در رنج هستند و …. . این چهره واقعی زندگی کاری یک کارمند و مدیر بانکی است. لطفا یونیفورم، اتو شده و تمییز آنها، مانع دیدن واقعیات کاری شان نشود.
اما داستان مدیران بانکی :
بانک ها تابع مقررات عدیده بوده و لایه های نظارتی و کنترلی درونی و بیرونی مختلفی بشکل مستقل و تقاطعی بر آنها نظارت و کنترل مستمر دارند. به تجربه نویسنده ، بالغ بر ۲۰ نهاد، سازمان، شورا و ……، نظارتی و کنترلی را می توان به اسم نام برد که بر فعالیت بانک های دولتی و خصوصی ، نظارت می کنند. لذا امکان سو استفاده تا جای ممکن کاهش یافته و هزینه فساد در چنین شبکه ای بشدت بالا می رود.
پاسخگو بودن به این حجم از شبکه های نظارتی، تنها یکی از وظایف مدیران بانکی است. در اقتصاد بشدت متلاطم فعلی و پاسخگو بودن همزمان به سه گانه مشتریان، سهامداران و تامین منابع و منافع بانک ، چنان فشاری را بر مدیران بانکی وارد نموده که سلامت جسمانی غالب انها را بخطر می اندازد(لطفا با مورد یابی،عرض بنده را راست آزمایی کنید).
فعالیت بانکی، فعالیتی بی قید و بند نیست. بانک نمی تواند از حدود تعیین شده خود در امور بنگاهداری، ارایه تسهیلات، صدور ضمانت ها ، ارایه سود سپرده ، ورود به صنایع خاص و غیره، بالاتر برود. لذا مهندسی اقتضایی مستمر و متعامل پولی – مالی جاری در بانک ها است که سبب می شود، چرخ فعالیتی یک بانک به چرخش درآمده و با رعایت حدود ریسک منطقی، فعالیت کند. عظمت چرخش این چرخ، بنوعی بازتاب دهنده ، شدت فشار وارده بر مدیران بانکی است.
صداهای ناکوک و پراکنده ای که می شنویم و دلگیر می شویم :
سطور بالا را بیان کردم که بدانید مدیران بانکی چه می کشند ، چطور نظارت می شوند و چگونه چرخ نظام بانکی کشور را در شرایط پرتلاطم اقتصادی، بحرکت در می آورند.
همه این تلاش ها و مشکلات به یکطرف، شنیدن صداهای ناکوک شده و انتقادات غیر هدفمند و ناموثر ، به یکطرف. نویسنده قصد تخطئه ، تکفیر ، توهین و زیر سوال بردن کسی را ندارد و حتی شاکر و ممنون دار طراحان سوالات مناسب و بجاست. اما حق بدهید که بعد از سال ها تجربه کاری و کسب شناخت نسبتا عمیق از برخی از مدیران بانکی، شنیدن انتقادات خاص، سبب رنجش و دل آزردگی گردد.
سایت معظمی در تاریخ ۱۷ مهرماه ۱۳۹۷، اقدام به انعکاس مقاله ای با عنوان بعد از طومار تخلفات بانک پاسارگاد : پاسخگویی در بانک پاسارگاد مرسوم نیست نموده است . مقاله را از ابتدا تا انتها و چندباره خواندم. مستندات گذشته مقاله را هم بررسی کردم. بیانات و استنادات اندکی بود از هزاران چیزی که می دانستم و احتمالا نویسنده محترم متن خبر، نمی دانست و اگر حب و بغض شخصی در کار نباشد، بدلیل همین کم دانستن ها، راه را به اشتباه پیموده است.
دلنوشته خودم را با چند سوال از سطر سطر متن خبر انتقادی تهیه شده ، آغاز می کنم :
– ادعا شده است که : بعد از گذشت چندسال از خرابی هایی که بانک پاسارگاد در فضای اقتصادی کشور به وجود آورد …../ آیا این عبارت ، جمله ای آغازین برای حمله ای آتشین است یا عبارتی برخوردار از ادله اثباتی است ؟ دلبندم ، از کدام خرابی حرف می زنی؟ بگو تا من حداقل دوست دار حوزه بانکی نیز بدانم و آگاه تر شوم؟
– ادعا شده است که : ناگهان طرح سؤال از این بانک از دستور کار مجلس به بهانه انتخابات جدید ، خارج می شود و جالب اینجاست که در همان زمان ، همچنان ذره بین نهادهای نظارتی روی این بانک بود و ……./ عزیرتر از جانم، شما فکر می کنید که لحظه لحظه فعالیت بانک ها، بدون اعمال نظارت نهادهای نظارتی است؟ شما فکر می کنید که نهادهای نظارتی و بازرسی با مدیران بانکی پیمان مودت دارند؟ از شما می پرسم، در سه سال اخیر، از چند دستگاه دولتی و نهاد عمومی قرار بود طرح سوال شود و نشد. بنظر شما علت عدم سوال ، بستن پیمان مودت و تهدید و تطمیع بود؟ تا چه اندازه منطق طرح سوال را کافی برای فعالیت نظارتی می دانید؟ چقدر با سیستم های حسابرسی ، نظارت بانک مرکزی، نظارت دیوان محاسبات و نظارت سازمان بازرسی آشنایی دارید؟آیا می توانید ۱۰ نهاد نظارتی درون و برون دستگاهی فعال در شبکه بانکی کشور را نام ببرید ؟ و …. . خواهش دارم، نقد را مستدل و مستند ارایه کنید. نقد موثر حتی می تواند به امثال بنده خارج از گود نیز کمک کند.
– ادعا شده است که : تخلفاتی گسترده ای که طوماری از اهمال را در حوزه بانکی کشور نشان می دهد و گستردگی این موضوع تا آنجا پیش می رود که مدیران این بانک را در برابر پاسخگویی مصون می کند…… / فرزندم، معنای این جمله را خودت متوجه شدی که چه پیامی را می خواهد منتقل کند؟ آیا منظورت این است که آنقدر تخلف صورت گرفته که حتی نهادهای نظارتی هم کنار کشیده اند؟ می دانی که اگر چنین منظوری مدنظر باشد، نوعی جرم را مرتکب شده ای؟
– ادعا شده است که :  ۲۴ مورد عنوان تخلفی که در فاصله سال های ۹۰ تا ۹۳ درباره این بانک در نهاد نظارتی از جمله دیوان بازرسی کل کشور و کمیسیون اقتصادی قطار شد ،کافی بود که سیر رسیدگی به این پرونده قطور با سرعت بیشتری انجام شود و …… / کامل تر از آدرسی که در متن خبر ذکر کرده ای را برایت می گذارم( اینجا) ، شاید برای اخذ اطلاعات و تحلیل بیشتر بکار آید. دوست بزرگوارم، در خصوص شبکه فنس چیزی شنیده ای؟ اسناد ارایه شده توسط آنها برای تخریب پاسارگاد و مدیرانش، خیلی بیشتر از این چیزها بوده و است. پرونده سازی هایی که تماما با حکم مراجع قضایی محکوم شده است. دلبندم، فقط به لایه بیرونی نگاه کرده ای و عمق داستان را برایت پوشانده اند.
– ادعا شده است که : غیبت های مکرر این بانک در بورس و بالا و پائین شدن ارزش بازار آن که بدون شک تاوانش را سهامداران پرداختند نیز حتی ذره ای مدیران این بانک…….. / فرزندم، چقدر با بورس و وضعیت نمادهای بورسی و شرایط بانک ها در بورس، خصوصا در سال ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ اطلاع داری؟ چرا نادانسته وارد بحثی می شود که اول و آخرش را همه فعالان بورس می دانند. مشکل بسته بودن نمادهای بانکی، گریبانگیر تمامی بانک ها بود، نه فقط بانک پاسارگاد. در خصوص ریزش نماد هم لطفا وارد سایت tsetmc( اینجا) بشو و تک تک نمادهای بانکی را در بازه زمانی دلخواه، رصد کن. آیا از شدت ریزش های بانک های بزرگی همانند صادرات و تجارت و …. ، خبر داری؟ بانک پاسارگاد از جمله نمادهایی است که اجازه نوسان گیری و دلال بازی را به کمتر بورس بازی داده است(لطفا عرایض بنده را بشکل مورد کاوی، راست آزمایی کن).
– ادعا شده است که : مجید قاسمی مدیرعامل بانک پاسارگاد که سابقاً ریاست بانک مرکزی را برعهده داشت و نپرداختن ارز به وزیر دفاع در زمان جنگ تحمیلی جهت کمک به رزمندگان را جزو افتخارات خود می داند و …. / دلبندم ، این همان سطری بود که مرا بسیار آشفته کرد و وادار نمود که متن حاضر را قلم بزنم. آیا فکر نمی کنی این ادعا جز تخریب حامل بار دیگری نیست؟آیا فکر نمی کنی که این گونه ادعاها دیگر خریدار نداشته و نوعی برچسب زدن بخود است. آیا باید بپرسم که از عملکرد مجید قاسمی در دوره مدیریت بر بانک مرکزی چه می دانی؟ لطفا در خصوص شاخص های نرخ رشد ارز، سامانه طراحی شده برای نظارت بر بانک ها ، شیوه مدیریت بر منابع و مصارف ارزی ، کنترل نقدینگی ، جهت دهی و کنترل برنامه های تورم زا و ……، نوع تعامل با مجلس، نوع تعامل با وزرای کابینه و …… در دوره مدیریت دکتر قاسمی بر بانک مرکزی، تحقیق کن.
عزیزتر تر از جانم، سطر به سطر متن خبری تان را برایت تحلیل نمودم و تشریح کردم، نه وابستگی کاری و حرفه ای به پاسارگاد دارم و نه به شخص مجید قاسمی. اما سوابق همکاری موثری با وی داشته ام. می توانم خاطراتی از دوره جنگ و ریاست جمهوری بنی صدر و نقش دکتر قاسمی بعنوان یک سرباز حافظ بخشی از آسمان و زمین این کشور ، برایت تعریف کنم ، قادرم خاطراتی از چند سال پیش دکتر قاسمی برایت بگویم . خاطراتی از نقش های سازنده و عملکرد موثر فردی که با تحکم غیر مستند و غیر مستدل ، خطاب نوشتار شما بود. آخرین را برایت می گویم که اطاله کلام هم نشود. فردی که در شب عروسی فرزندش، در جلسه کاری عصر همان روز حاضر می شود و خدمت می کند را چگونه قضاوت می کنی؟ جلسه ای مرتبط به توسعه علمی این کشور. نه جلسه فردی یا جلسه اقتصادی منجر به تامین منافع . فرزندم ، شما نمی دانید آنچه را که باید بدانید و نمی توان بیشتر گفت در خصوص اموری که باید بیان داشت.
بطور سرپوشیده در خصوص یک نقد صحبت کردم ، در خصوص شبکه فنس گفتم ، در خصوص دست های پرونده ساز حرف زدم و …. . امیدوارم شما هم به بحث وضعیت نظام بانکداری، وضعیت بانک پاسارگاد در بین بانک های دولتی و خصوصی ، وضعیت مدیریتی بانک پاسارگاد ، شیوه های نظارت و بازرسی در بانک ها ، وضعیت نمادهای بانکی در بورس و میزان ریزش آنها و …….. ، بیشتر ورود کنید. برچسب زدن کار ساده ای است ، اما بهتر است قدر و جایگاه مدیران خوب و برندهای ملی و بین المللی کشور خود را بیشتر بدانیم.
در پایان و ذکر یک خاطره :
در سال های دور بنا بر دلایلی عازم اهواز بودم. یکی از ماموران قطار با بنده برخورد خوبی نداشتند و سبب تاثر و تالم خاطر گردیدند. از روی جوانی و خامی چنان حملات و درشت گویی هایی به راه آهن ، شیوه مدیریت و خدمات رسانی، شخص مدیرعامل و …، می کردم(ارسال نامه به جاهای مختلف) که یادآوری آنها در امروز ، تنها باعث ابراز تاسف و طلب مغفرت است. خداوند همه ما را عاقبت بخیر کند.
بدلیل عدم تمایل به درج نام و سمت نویسنده ، اطلاعات نویسنده متن نزد پایگاه تحلیلی خبری شعار سال محفوظ است
اختصاصی پایگاه تحلیلی خبری شعار سال 

منبع : شعار سال